برای مشاهده یافته ها از کلید Enter و برای خروج از کلید Esc استفاده کنید.

ممنوعه‌ها در زیرزمین تاریخ

می‌گویند هر روز زندگی در فضای یک انقلاب اندازه بیست سال زندگی در فضای معمولی است. در فضای انقلابی زیستن ویژگی‌های زیادی دارد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها شاید این باشد که در چنین فضایی هیچ‌چیز بدیهی نیست. برای همین است که حتی زیستن در چنین فضایی و روبه‌رو شدن با عجایب هم عجیب نیست! مثلاً تیموتی گارتن‌اش در روایتش از اصقلاب‌هایی که در کشورهای اروپای شرقی شاهد آن بود می‌گوید: «…دکه‌هایی که باید مربای خانگی بفروشند مشغول فروختن سامیزدات بودند.» این یکی از وجوه زندگی در فضای انقلابی است.

نیکلاگلازکوف شاعر روس، کسی بود که برای اولین بار از واژه‌ی «سامیزدات» استفاده کرد. معنی این عبارت «خودم منتشر می‌کنم» است و به نشریه‌های زیرزمینی گفته می‌شود که در فضای بسته‌ی برخی کشورها به‌صورت مخفیانه منتشر می‌شد. خروشچف در شوروی و دوبچک در چکسلواکی نگاهی اصلاح‌طلبانه به امور داشتند. بنابراین سیاست‌هایی که آن‌ها در فضای کشور به کار گرفتند گاهی موجب گشایش‌هایی در برخی فضاها می‌شد. همین رفتارهای سیاسی در نهایت به آنجا رسید که حوادثی مانند محاکمه‌ی نویسندگان ناراضی و معاهده هلسینکی در ۱۹۷۵ گروه کوچکی را بر آن داشت تا تخلف‌های رژیم را با استفاده از سامیزدات افشا کنند.

سامیزدات‌ها نشریه‌هایی بودند که در آنها مقاله‌های سیاسی، اخبار، رمان، شعر و کارهای توقیف شده‌ی خارجی منتشر می‌شد. بسیاری از این نشریات زیرزمینی مجموعه‌های غیر سیاسی بودند. آثار ادبی و داستان‌های کوتاه از این مسیر منتشر می‌شدند و به دست خواننده می‌رسیدند. البته مسیر انتشار این نشریه‌ها، منحصر به‌فرد بود. افراد برای انتشار این آثار از ابزار و امکانات محدود استفاده می‌کردند و گاهی نیز مجبور می‌شدند برای انتشار، از روش‌های رونویسی و دست‌نویس استفاده کنند و بعد از مطالعه آن را در اختیار دیگران بگذارند. به این ترتیب سامیزدات‌ها گاهی میان افراد بارها و بارها دست به دست می‌شد.

تولید وتوزیع این آثار زیرزمینی تنها محدود به آثار مکتوب نمی‌شد. در زمینه‌های مختلف از جمله موسیقی نیز چنین آثاری وجود داشتند که به آنها «مگنی‌تیزدات» می‌گفتند. این آثار به نوعی نقطه‌ی برابر هنرهای دولتی بودند، نقطه‌ی مقابل ارکسترهای مجلل که در تالارهای بزرگ با نوازندگان بی‌شمار هر شب به اجرای برنامه می‌پرداختند. در مگنی‌تیزدات‌ها نوازنده‌ای بی‌چیز، گیتاری به دست آهنگی را زمزمه می‌کرد و صدای ضبط شده میان جوانان و دیگر اقشار جامعه دست به دست می‌شد. در آن دوران، در کشورهای بلوک شرق زندگی موازی در جریان بود، همپای آنچه به صورت رسمی وجود داشت.

samizdat museum

این اولین بار نبود که آثار مختلف به صورت غیرمجاز منتشر می‌شد اما چاپ آثار به‌خصوص در زمینه‌های ادبی به شکل سامیزدات از دوران بعد از استالین رایج شد. در شوروی و کشورهای دیگر با سیستم سیاسی مشابه، زیر تیغ سانسور حکومت‌های پلیسی، ادبیات زیرزمینی رواج بیشتری پیدا می‌کرد. مرشد و مارگارتا، مجمع‌الجزایر گولاک و برخی آثار مهم ادبیات به صورت زیرزمینی و در قالب‌های این‌چنینی منتشر می‌شد.

در ابتدای دوران خروشچف در میانه دهه‌ی ۱۹۵۰ شعر بسیار طرفدار داشت و شاعران مشهور و گم‌نام در موضوع‌های متنوع و گوناگون بیش از پیش فعال شدند و در ۲۹ ژوئن ۱۹۵۸ یک بنای تاریخی به یاد مایاکوفسکی، شاعر مشهور روس در مرکز مسکو افتتاح شد. این مهمانی رسمی با شعر‌خوانی بدون برنامه‌ریزی و پیش‌بینی نشده به پایان رسید و این مراسم به «مایاک» معروف و در تاریخ ماندگار شد. اما در آن فضای بسته این‌گونه مراسم دوامی پیدا نکرد. بعد از آن جلساتی از آن دست با حمله‌ی نیروهای  امنیتی به پایان می‌رسید و شرکت‌کنندگان به عنوان نیروهای ضد شوروی دستگیر می‌شدند. برخوردهایی از این دست با نویسندگان و هنرمندان باعث رشد بیشتر نشریه‌های زیرزمینی می‌شد.

هرچند برخودر با سامیزدات‌ها نیز دست کمی نداشت از برخوردهایی که با جلسه‌ها و مراسم‌ها می‌شد اما برخوردها باعث از بین رفتن این‌ آثار نشد. نیروهای امنیتی در اداره‌ها چاپگرها و دستگاه‌های انتشار را زیز نظر می‌گرفتند و آمار استفاده از جوهر‌ها به دقت بررسی می‌شد. گاهی این نظارت‌ها چنان بالا می‌گرفت که آخرین راه انتشار به صورت دست‌نویس بود.

اگرچه سامیزدات‌ها فضای تک‌صدایی حکومت‌های مشابه را می‌شکست اما از آن سو برخی نویسندگان را چنان به خود وابسته کرده بود که دیگر نمی‌توانستند در فضای آزاد بعد از این دوران فعالیت کنند. برخی از آنها بعد از پایان این دوران فضای رقابت‌آلود جدید را نپسندیدند و در مواردی حتی دلتنگ دوران سخت گذشته شدند. یکی از این موارد سولژنتسین بود که دیگر نمی‌توانست آثار خود رادر فضای جدید منتشر کند. مسئله‌ی او کاپیتالیسم، ماتریالیسم و کمونیسم نبود. او اعتقاد داشت که دنیای جدید دنیای بدی است چرا که شباهتی به قدیم ندارد. از این دست نویسندگان در دوارن بعد از دوران سامیزدات‌ها کم نبود. حجم بزرگی از ادبیات ماشین‌شده‌ی  عصر ادبیات زیرزمینی در شوروی  با ایجاد امکان دسترسی به چاپخانه‌ها فراموش شد و بعدها که فرصت دست داد کمتر کسی دنبال چاپ آنها رفت. به نوعی دوران سامیزدات‌ها در تاریخ ماند و تنها آثار محدودی از آن به عصر ما رسید.

منابع:

– ادبیات و انقلاب نویسندگان روس، یورگن روله، ترجمه علی‌اصغر حداد، نشر نی

– فانوس جادو، تیموتی گارتون‌اش، ترجمه فرزانه سالمی

مقاله ملال به عنوان جهان بینی، محمد قائد