برای مشاهده یافته ها از کلید Enter و برای خروج از کلید Esc استفاده کنید.

اتاق نویسنده: شارلوت برونته

اینجا اتاقی در کشیش‌نشین هاوِرت است که گاهی به عنوان اتاق ناهارخوری، پذیرایی یا سالن شناخته می‌شد اما خواهران برونته از آن برای نوشتن و گفت‌وگو در مورد آثارشان استفاده می‌کردند. وقتی در سپتامبر۱۸۵۳ الیزابت گسکل، دوست نویسنده که خود رمان‌نویس بود و در آینده زندگینامه شارلوت را هم نوشت از این اتاق دیدن کرد، از نظافت و پاکیزگی آن شگفت‌زده شد.

برخلاق رنگ‌های تیره و سرد که خارج از یورکشایر مورد استفاده قرار می‌گرفت، ان اتاق کاملا گرم و راحت به‌نظر می‌رسید و رنگ‌غالب وسایل آن زرشکی بود.

در آن سال‌ها شارلوت به رغم انتشار «جین ایر»، «شرلی» و «ویلت» با نام مستعار، به چهره‌ ادبی معروفی تبدیل شده بود.

گسکل با اشاره به پرتره نویسنده که بالای شومینه قرار دارد گفته بود این تصویر توسط ناشر به «جورج ریچموند» سفارش داده شده بود. تجربه نشستن روبروی هنرمند برای طراحی پرتره آزمایشی برای شارلوت خجالتی بود. آن هم وقتی که ریچموند از او خواست «آن چیز عجیب» را از روی سرش بردارد و اشک نویسنده سرازیر شد. (ریچموند گمان می‌کرد بخش داخلی کلاه بیرون زده است. در حالی که چیزی که او به آن اشاره کرده بود، بخشی از موهای نویسنده بود.)

با این‌حال، ریچموند شعله نگاه شارلوت را دریافت و آن را در طرحش منعکس کرد. حتی اگر باقی اجزا صورت نویسنده را خیلی معمولی ترسیم کرده باشد. گسکل آن را اینگونه توضیح می‌دهد: «با دندان‌های از دست‌رفته و ویژگی‌های غیرعادی.»

به رغم استقبال گرمِ دکور اتاق، سالن همچنان هاله‌ای از مالیخولیا را در خود حفظ کرده است. خواهران شارلوت، «امیلی» و «آن» در سال‌های ۱۸۴۸و ۱۸۴۹ درگذشتند. گفته می‌شود امیلی روی مبل همین اتاق فوت کرد و به‌نظر می‌رسد حس فقدان اینجا همچنان جاری است.

وقتی گسکل برای استراحت به اتاق خوابی که درست بالای این سالن قرار دارد می‌رفت، همچنان صدای پای شارلوت را می‌شنید که در اتاق قدم می‌زد. خدمتکار خانه هم به شب‌هایی اشاره می‌کند که خواهران برونته تا دیر وقت دور میز راه می‌رفتند و با یکدیگر صحبت می‌کردند. «خانم امیلی تا جایی که می‌توانست راه‌ می‌رفت و بعد از او خانم آن و برونته راه می‌رفتند. این روزها با شنیدن صدای پای خانم برونته که تنها راه می‌رود، قلبم فشرده می‌شود.»