برای مشاهده یافته ها از کلید Enter و برای خروج از کلید Esc استفاده کنید.

با گذشت صد سال از «مسخ» این داستان همچنان خواندنی است

مسخ، داستان مردی که بعد از بیداری صبح متوجه می‌شود به حشره‌ای بزرگ تبدیل شده است، با گذشت یک قرن از اولین انتشار، هنوز داستانی هول‌انگیز است. برخی آن را بهترین داستان کوتاه نوشته شده در تاریخ ادبیات می‌نامند. در مجموعه مطالبی به نکات مهم مسخ می‌پردازیم: 

  • چیزی که خوانندگان مسخ در دنیای مدرن لازم است بدانند اینکه آیا مشهورترین اثر کافکا، بزرگ‌ترین داستان کوتاه تاریخ ادبیات محسوب می‌شود یا خیر؟
  • درباره اهمیت مسخ، الیاس کانِتی می‌نویسد: «کافکا هرگز نمی‌توانست از این داستان فراتر رود. چرا که مفهومی فراتر از مسخ وجود ندارد. 
  • جایگاه کافکا در تاریخ ادبیات، جایگاهی رفیع است. جورج استینر در این رابطه معتقد است کافکا تنها نویسنده‌ای است که الفبای شخصی خود را دارد. 
  • با وجود آنکه مفاهیم موجود در کتاب همچنان تازه است اما سال ۲۰۱۵ این اثر، ۱۰۰ ساله شد. این داستان کوتاه در سال ۱۹۱۵ منتشر شد. یعنی می‌توان گفت که کافکا مسخ را به پایان رساند، نویسنده‌ای که بخشی از شهرتش به خاطر آثار ناتمام است. 
  • نویسنده در سال ۱۹۱۲ کار روی داستان را آغاز کرد و ۷ دسامبر همان سال آن را به سرانجام رساند. اما مذاکره با ناشر برای انتشار، به سادگی پیش نرفت. البته وقوع جنگ جهانی اول هم در این زمینه بی‌تاثیر نبود و موقعیت را پیچیده‌تر کرد. 
  • در نهایت مسخ در اکتبر ۱۹۱۵ در ماهنامه آوانگارد Die Weissen Blätter به خوانندگان عرضه شد. پس از آن در دسامبر همان سال در قالب کتاب، منتشر شد. 
  • چرا با گذشت یک قرن از انتشار مسخ، این داستان همچنان برای خوانندگان جذاب است؟ یکی از دلایل اینکه مسخ، داستانی ترسناک است. داستان با یک فرضیه آغاز می‌شود: مردی یک روز صبح به حشره‌ای بزرگ تبدیل می‌شود؛ فرضیه‌ای جذاب‌تر از آنچه چخوف، جیمز جویس و آلیس مونرو به آن پرداخته‌اند.
  • مسخ، در عین حال که ترحم ‌برانگیز است، موقعیت‌های خنده‌دار نیز می‌سازد. گرگور سامسا موقع بیدار شدن، متوجه شش پا و پوسته محکم روی بدنش می‌شود. او تا چند صفحه گمان می‌کند سنگینی حالش به خاطر کسالت صبحگاهی است. در چنین موقعیتی جز خندیدن چه می‌توان کرد؟
  • موارد بیشتری هم وجود دارد. مثلا وقتی گریگور تلاش می‌کند از تختش بیرون بخزد، منشی شرکتی که در آن کار می‌کند زنگ آپارتمانش را به صدا در‌می‌آورد. ولادیمیر ناباکوف در این رابطه معتقد است: «سرعت وحشتناک منشی برای چک کردن وضعیت کارمند بی مبالات شرکت، کابوسی تمام و کمال است.» این موقعیت هم، شرایطی خنده‌‌دار را توصیف می‌کند. وضعیت شخصیت‌های بهت زده‌ای که با ورود منشی، وارد اتاق می‌شوند تا شاهد وضعیت رخ داده باشند. 
  • مسخ، نمونه‌ای از جهان کشف‌شده از سوی کافکا را روی کاغذ منعکس می‌کند که البته کاملا واقعی نیست. اما پر از جزئیات رویاگونه است.