برای مشاهده یافته ها از کلید Enter و برای خروج از کلید Esc استفاده کنید.

کافکا، در سرزمین محکومان

سایت گاردین در بخشی از مطالب مربوط به کتاب خود بخشی با عنوان مطالعات گروهی دارد. این مطالعات گروهی یک بار هم به مطالعه آثار فرانتس کافکا اختصاص داشت و به همین خاطر در این بخش مطالبی درباره این نویسنده برای آشنایی با زندگی و آثارش قرار گرفت. از جمله مطلبی که به شیوه‌ی نشر آثار او پرداخته. بخشی از این مطلب را در ادامه می‌خوانید.

کتاب «مسخ و داستان‌های دیگر» چاپ انتشارات پنگوئن، نوشته‌هایی از کافکا را در بر می‌گیرد که با نظر او و در دورانِ حیاتش منتشر شده بود. می‌گویند کافکا به دوست و همکارش ماکس براد سپرده بود که بعد از مرگش نوشته‌ها و داستان‌های چاپ نشده‌ را بسوزاند. ما هرگز به انگیزه و نیت اصلی کافکا پی نخواهیم برد. آیا براد آخرین خواسته دوستش را نادیده گرفت و عهدشکنی کرد؟ یا این‌که کافکا آثارش را به براد سپرد چون می‌دانست که او آنها را منتشر خواهد کرد؟ (براد بعدها ادعا کرد که به کافکا گفته بود آنها را نمی‌سوزاند.)

به جهانی بیندیشید که در آن براد ‌آخرین خواسته دوستش را انجام می‌داد در آن صورت به قول مایکل هافمن در مقدمه چاپ پنگوئن ، اصلا چیزی از کافکا به گوش‌مان نخورده بود. نخستین مجموعه‌ای که انتشارات پنگوئن از آثار کافکا منتشر کرد در سال ۱۹۱۳ و با نام «تعمق» شناخته می‌شود. اگر کافکا تنها این مجموعه را نوشته بود طی سال‌های آینده به سادگی از خاطرها محو می‌شد. شهرت اصلی کافکا به خاطر رمان‌های اوست و طرح‌ داستان‌های کوتاه او به راحتی می‌تواند به فراموشی سپرده شود.

از سوی دیگر، به هر حال نمی‌توان در نظر نگرفت که لذتی که امروز ما از داستان‌های مختلف کافکا می‌بریم ناشی از شناختی است که از این نویسنده پیدا کرده‌ایم. حس غیر منتظره و خوشایندی است که داستان‌هایی از نویسنده شاهکارهای بزرگ بخوانیم. به نوعی نام نویسنده بر نحوه خواندن این داستان‌ها تاثیر می‌گذارد. یکی از اولین چیزهایی که باید در مواجهه با کافکا بدانیم این است که در آثار او نباید درگیر ظواهر شد. ظواهری که کیفیت بالایی هم دارند. و این باعث می‌شود نتوانیم داستان‌های مستقل او را از میراث عمیق‌تر آن جدا کنیم.

همچنین غیر ممکن است که آثار کافکا بدون در نظر گرفتن آینده و جدا از چنین فضایی خوانده شود. به عنوان مثال تصور کنید که آثاری مانند «مسخ» و «در سرزمین محکومان» در همان دورانی که نوشته شده بود یعنی در سال‌های ۱۹۱۳ و ۱۹۱۴ پیش از آغاز جنگ جهانی اول مورد توجه قرار می‌گرفت. وقتی این دو اثر را مطالعه کردم درباره قضاوت شخصی‌ام نسبت به آنها متاسف شدم. من نشانه‌هایی از آینده یا تاریکی را که به زودی به سراغمان می آید و در این آثار به چشم می‌خورد نادیده گرفته بودم. گویی راهنمای مسیری میان صفحه‌ها با تصورات شگفت انگیز به صورت راوی، میزبان سوالات و تفاسیر ممکنی است که مفاهیم کتاب بر می‌انگیزانند.