هایدگر هوادار بکن‌باوئر بود
درباره نام‌های بزرگ ادبیات و فلسفه و عشق غیرمنتظره‌شان به فوتبال

هایدگر عاشق فوتبال بود. بازی افسانه‌ای هامبورگ و بارسلونا در جام باشگاه‌های اروپای سال ۶۰، هواداران بسیاری را سر ذوق آورد. مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی مشهور به مرگ‌اندیشی و دیدگاه‌های اگزیستانسیالیستی یکی از همان هواداران بود. عده‌ای از اندیشمندان علوم فلسفی معتقدند در بزرگی هایدگر همین بس که هر فیلسوفی به ناچار روزی هایدگری خواهد اندیشید. پیرمرد اتوکشیده آلمانی، در مدت زمان بازی‌های جام باشگاه‌های اروپا، به خانه همسایه می‌رفت تا با تلویزیون آن‌ها، بازی‌ها را تماشا کند. پیرمرد با رودربایستی مخصوص یک فیلسوف، به بهانه نوشیدن یک فنجان چای عصرانه، راهی خانه همسایه می‌شد و احتمالا با کمرویی بازی بیست و دو بازیکن عرق کرده را تماشا می‌کرد. می‌گویند یک روز، مدیر تئاتر فرایبورگ، هایدگر را در قطار می‌بیند و باب صحبت درباره ادبیات را با او باز می‌کند، اما هایدگر غرق در فضای بازی شب قبل، از فرانتس بکن‌باوئر می‌گوید و از الهام‌بخشی‌ و آسیب‌ناپذیری این بازیکن. با در نظر گرفتن این موضوع، باید هایدگر را با انتخاب «قیصر» به عنوان بازیکن محبوبش، در این زمینه فیلسوف فوتبال دوستی خوش سلیقه به حساب آوریم. هایدگر از پیروان نازیسم هیتلری بود و معتقد به تصفیه نژادی. در میان متفکران و روشنفکران، آلبر کامو نقطه مقابل هایدگر در این هواداری بود.

آلبر کامو، نشسته با لباس تیره، جلو تصویر

کامو، نویسنده، روزنامه‌نگار و فیلسوف فرانسوی هم دوره هایدگر، با گروه زیرزمینی «نبرد»، علیه نازی‌ها در فرانسه مبارزه می‌کرد. ویژگی مشترک این دو فیلسوف، عشق به فوتبال بود. کامو در جوانی در تیم دانشگاهی الجزایر بازی می‌کرد و این تیم در آن زمان توانست جام دانشگاه‌ها در شمال آفریقا را ببرد. اگر بیماری سل امان می‌داد، کامو فوتبال را رها نمی‌کرد. هر چند که تا آخر عمر کوتاهش، همچنان هوادار و تماشاگر فوتبال باقی ماند. آلبر کامو درباره فوتبال جمله معروفی دارد: «هرآنچه درباره اخلاقیات و تعهدات می‌دانم مدیون فوتبال هستم.» هر چند خالق مفهوم «برادر بزرگتر» درباره اخلاقیات در فوتبال نظر دیگری دارد. جورج اورول، نویسنده و شاعر انگلیسی معاصر کامو یکی از هواداران فوتبال است که معتقد بود بازی جوانمردانه در فوتبال نقض غرض است. جورج اورول، نویسنده «مزرعه حیوانات» و «۱۹۸۴» که در سراسر دنیا بارها تجدید چاپ شده است اعتقاد دارد که بازی فوتبال صحنه یک جنگ تمام عیار است. هر آنچه از خصایص منفی انسانی از حسادت، خشونت، تعصب و جنگندگی که می‌شناسیم در زمین فوتبال به چشم می‌بینیم.

آنتونی برجس، همین طور که روی کاناپه جلوی تلویزیون لم می‌داد و احتمالا به ساختار رمانی می‌اندیشید که بعدها اسم «پرتقال کوکی» را روی آن گذاشت، تصویر دو مرد عضلانی را تماشا می‌کرد که در لحظه چنان با سرعت به هم برخورد کردند که انتظار از هم پاشیدن هر دوشان بعید نبود. آنتونی برجس، آهنگساز، نویسنده و منتقد ادبی بریتانیایی، زاده منچستر است. لابد برای اهالی منچستر عاشق فوتبال بودن، جزئی از فرهنگ است. برای برجس، فوتبال بسیار جدی‌تر از هر چیز دیگری بود. آن‌قدر که با اقتباس از کتاب مقدس و داستان آفرینش می‌گوید: ‌«خداوند جهان را در هفت روز آفرید و شش روز آن را برای فوتبال خرج کرد.» او در دهه هشتم و پایانی عمرش، پیچیده لای ملحفه‌ها و بوی شربت معده لابد، همچنان درباره فوتبال می‌نوشت.

مارتین هایدگر

تصور کنید روزی جی‌جی‌ بوفون، دروازه‌بان و کاپیتان تیم ملی فوتبال ایتالیا رمان جنایی بنویسد و انقدر کارش بگیرد که کتابش روی دست مجموعه شرلوک هلمز بلند شود. چه می‌دانیم شاید یک روز بوفون واقعا نویسنده شود. در این دنیا هیچ چیز بعید نیست. آنچه می‌دانیم این است که خالق محبوب‌ترین شخصیت رمان‌های پلیسی دروازه‌بان بود. سرآرتور کانن دویل، نویسنده و پزشک اسکاتلندی متولد نیمه دوم قرن نوزدهم، برای  تیم پورتموث دروازه‌بانی می‌کرد. در زمان کانن‌دویل، پورتموث یک باشگاه تقریبا تازه تاسیس به حساب می‌آمد. بعدها در سال ۱۸۹۶ نویسنده اسکاتلندی از پورتموث جدا شد و بعد از آن هم ظاهرا دیگر سراغی از این باشگاه نگرفت. البته کانن‌دویل زمانی که دروازه‌بانی می‌کرد با اسم مستعار نوشته‌هایش را به چاپ می‌رساند. بنابراین بعید نیست یکی از کتاب‌های پلیسی با اسم نویسنده‌ای ناشناس که از قفسه کتابفروشی برمی‌داریم حاصل تمرین‌های نویسندگی جی‌جی‌ بوفون باشد.

جنایی نویس دیگری را که عشق فوتبال هم هست البته بیشتر با مجموعه کتاب‌های جادویی‌اش می‌شناسند. جی‌کی‌ رولینگ، نویسنده انگلیسی که با نوشتن مجموعه رمان‌های هری‌پاتر، حسابی برای خودش بساطی به هم زد، به قول یکی از گوینده‌های رادیو با فوتبال هم زلفی گره زده است. رولینگ از طرفداران تیم وستهام یونایتد است. این موضوع را خودش در دیدار با جمعی از دانشجویان آمریکایی اعتراف کرده است. شاید بتوان ساختن بازی کوئیدیچ و دادن نقش مهمی در مجموعه رمان‌های هری‌پاتر به آن از همین علاقه به فوتبال باشد. تیم‌های کوئیدیچ، برای خودشان هوادارن سینه‌چاک دارند و جام جهانی هم برگزار می‌کنند. کوئیدیچ برای رولینگ آن‌قدر جدی است که جدا از پرداختن به آن در مجموعه هری‌پاتر، کتابی را به نام «کوئیدیچ در گذر زمان» تالیف کرده است. این کتاب تاریخچه‌ای از کوئیدیچ و چگونگی شکل‌گیری آن در دنیای جادوگرهاست. به هر حال خود رولینگ هم مثل بقیه ما «مشنگ»‌ها از هوادران مستطیل سبز و ماجراهای آن است.

جولین بارنز

بعد از آن که لسترسیتی در مقابل شگفتی هواداران فوتبال، قهرمان لیگ جزیره شد، در قلب افراد بسیاری جا باز کرد. البته خیلی پیش از این قهرمانی، لستر جای خودش را در قلب جولین بارنز، برنده من بوکر جا داده بود. البته برای کسی که مدت سه سال فرهنگ‌نویس واژه‌نامه آکسفورد باشد، تماشای بازی فوتبال تفریحی است برای جان به در بردن مغز از ساعت‌ها کار جدی. کتاب «حس یک پایان» او در سال ۲۰۱۱ برنده جایزه من بوکر شد و همان سال جایزه ادبی دیوید کوهن را به پاس یک عمر فعالیت و دستاورد ادبی دریافت کرد. او دل‌بسته ادبیات فرانسه و طرفدار گوستاو فلوبر است. در کنار این علاقه‌های روشنفکرانه، از کودکی تا به امروز بازی‌های لسترسیتی را دنبال می‌کرده و هوادار این تیم است. می‌گویند بارنز در مورد تیم مورد علاقه‌اش بسیار احساساتی است و احتمالا اهل کل‌کل و کُری خواندن برای هواداران تیم‌های رقیب. در کنار برنده شدن من بوکر، پیروزی تیم مورد علاقه‌اش در برابر کریستال پالاس در ۱۹۹۶ از بهترین خاطرات اوست. از دیگر هواداران سینه‌چاک فوتبال، باز هم می‌توان سراغ برندگان جایزه ادبی من بوکر رفت. فوتبال در زندگی ایان مک یوون، نویسنده و نمایشنامه‌نویس انگلیسی مسئله ای بسیار پراهمیت است. او در فینال جام باشگاه‌های اروپای سال ۲۰۱۱ برنامه ویژه‌ای برای تماشای فینال ترتیب داد. مک یوون در مجموعه‌ای حاضر شد تا بتواند بازی بارسلونا و منچستر یونایتد را به صورت سه‌بعدی ببیند و شاهد باخت منچستر و قهرمانی بارسلونا باشد.

فنا یا رستگاری؟ فوتبال ورزش اهالی کوچه و خیابان است یا روشنفکرها و نویسنده‌ها؟ هر چه که هست عده بسیاری توانسته‌اند از آن لذت ببرند؛ چه در مقام بازیکن چه در جایگاه تماشاچی و چه حتی در جایگاه یک فیلسوف کم‌روی عبوس و جدی.

روناک حسینی ۴ مرداد ۹۵ گزارش

دیدگاه‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *