بچه رزمری

Rosemary's Baby

مترجم: محمد قائد
ناشر: نشر کلاغ
سال انتشار: ۱۳۹۴
دسته: رمان
صفحات: -
قیمت: -
شابک: 978-600-7656-00-6

معرفی کتاب

چانه مامانی پسر شیطان

۲۲ام آبان ۱۳۹۴، نوشته‌ای از: روناک حسینی

رزمری وودهاوس باردار می شود و شما حلول چیزی را در وجودتان حس می‌کنید. البته پیش از این اتفاق خواندن کتاب را شروع کرده‌اید. درست زمانی که رزمری و شوهرش دنبال خانه تازه‌ای در نیویورک، به عمارتی قدیمی می‌رسند. دوست رزمری، پیرمردی که برای کودکان کتاب می‌نویسد، هشدار می‌دهد که به این خانه پا نگذارند چرا که ساکنان هولناکی در آن اقامت داشته‌اند. ولی رزمری عاشق ساختمان قدیمی شده و گای، شوهر رزمری، بازیگر درجه چندم تبلیغ‌های تلویزیونی و سالن‌های تئاتر نیویورک، آن جا را فرصتی برای ترقی و راه پیدا کردن به هالیوود می‌داند. به‌رغم هشدارها، رزمری و گای ساکن خانه می‌شوند. خانه‌ای که صاحب قبلی‌اش به تازگی مرده و همسایگانش رفتارهایی عجیب دارند.

همسایه‌های عجیب به زندگی رزمری نزدیک‌تر می‌شوند، روح مرموز بین خطوط و کلمات می‌چرخد. آن شب کابوس‌وار واقعی است؟ شیطان از جهنم به ساختمانی قدیمی در نیویورک می‌آید؟ رزمری باردار است. جنین در رحم رزمری بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و آن چیز عجیب که از آغاز خواندن کتاب وجودش را حس می‌کردید هم در وجود شما بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. در این بین اتفاقات زیادی می‌افتد تا رزمری بارش را زمین بگذارد و باید چند صفحه بگذرد تا حاصل حلول آن روح غریب را در وجودتان ببینید.

ترس؟ چیز ترسناکی وجود ندارد. همه چیز در دنیای کلمات و کاغذهای کتاب می‌گذرد و با بستن کتاب، همه سر و صداها هم می‌خوابد. آن وقت می‌توانید چشمانتان را برای چند لحظه ببندید، نفس عمیقی بکشید و خواندن را از سر بگیرید. واقعیت این است که نمی‌توان احساسی را که موقع خواندن این داستان در خواننده برانگیخته می‌شود ترس، به آن معنای همیشگی‌اش نامید. احساس غریبی است از جنس آنچه رزمری در شکم دارد.

عده‌ای می‌گویند مترجم کتاب، محمد قائد، در مقدمه داستان را لو داده و با خواندن آن جذابیت کتاب از بین می‌رود. باید گفت سال‌ها پیش از این که کتاب به فارسی ترجمه شود، رومن پولانسکی داستان را در فیلم «بچه رزمری» مو به مو به تصویر کشیده است. نکته این است که دیدن فیلم هم نمی‌تواند از جذابیت خواندن داستان بکاهد.

در هر حال شما با آنچه که هست کنار خواهید آمد؛ حتی با غلط‌های ویرایشی کتاب و با آنچه داستان در آخر به شما می‌دهد. شاید هم چیزی ندهد. همان جا بین زمین و آسمان نگه‌تان دارد و نفهمید سر بچه رزمری چه آمد. شاید هم مثل رزمری بتوانید این وضع را بپذیرید و عاشق «چانه مامانی» پسر شیطان شوید.

دیدگاه‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *