سگ بیچاره در نقش پلیسی پست فطرت

سرسپردگی منطق نمی‌شناسد. بدونِ «چرا» کار می‌کند و سئوال را گناهی نابخشودنی می‌داند. انجام وظیفه، مهم‌ترین کار در سرسپردگی است و بعد از آن وفاداری. هرچند گاهی مرزی میان این دو نیست. در شهرکی واقع در سیبری بعد از برچیده شدن اردوگاه‌های کار اجباری، سگ‌های پرورش یافته در این محیط‌های نظامی هم آواره می‌شوند و در کوچه‌ها بی‌آن‌که از دست کسی غذا بگیرند می‌چرخند و هرگاه کارگران راهپیمایی می‌کنند بلافاصله در نقش اسکورت، آنها را محاصره می‌کنند و اجازه خروج از صف را به هیچ‌کس نمی‌دهند. روسلان یکی از این سگ‌هاست.

روسلانِ وفادار داستانی است که نویسنده بر این زمینه ترسیم می‌کند. نام کامل کتاب روسلان وفادار، فاجعه وفاداری در روزگار اسارت است. نام شخصیت اصلی، یادآور روسلان در کتاب روسلان و لودمیلا، اثر پوشکین است و گویا چنین انتخابی به‌خاطر روحیات میهن‌پرستانه روسلان، این سگ نگهبان است.

روسلان، سگی است که می‌فهمد. اوضاع و احوال را می‌بیند و تحلیل می‌کند. روایت از چشم و احساس این موجود مفلوک بیان می‌شود. جان‌بخشی به حیوانات و آنها را نماینده‌ی احساسات انسانی قلمداد کردن از دیرباز در ادبیات مرسوم بوده اما در ادبیاتِ روسیه علاوه بر قلب سگی، نوشته‌ی بولگاکف، روسلانِ ولادیموف هم جایگاه رفیعی برای خود به‌دست آورده است. در این داستان حال و روز روسلان بعد از آواره شدن در شهرک را می‌خوانیم و به‌نوعی تحلیل این موجود قابل ترحم از فضای موجود را نظاره می‌کنیم.

گئورگی ولادیموف، نویسنده کتاب، داستان سگ اردوگاه را سه‌بار نوشت؛ مرتبه‌ی اول تغییراتی به‌منظور بهبودش در آن داد اما بار دوم موضوع اردوگاه‌ها دوباره مشمول سانسور شد و در دوره‌ای هم این داستان با نام مستعار به شکل زیر زمینی چاپ می‌شد.

این اثر توسط روشن وزیری به‌فارسی ترجمه شده و مژده دقیقی کار ویرایش آن را انجام داده است. ترجمه‌ی روان و یک دست حاصل کار این دو است.

محسن حسینی ۸ آذر ۹۳ پیشنهاد قفسه

دیدگاه‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *