اسطوره‌وتاریخ به روایت بهرام‌بیضایی

بهرام بیضایی از مهمترین نمایشنامه‌نویسان ایران محسوب می‌شود. او در ۵۰ سال فعالیت هنری خود بیش از ۳۰ نمایشنامه نوشته که هر کدام نمونه‌ای ماندگار در ادبیات نمایشی ایران است. آنچه بیش از هر چیز در آثار بهرام‌بیضایی به چشم می خورد اسطوره و تاریخ است.

XZDvXKC9AtdbilJqLBxk_Untitled-1۱-شب هزار و یکم/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/۱۳۸۲ : هزار و یک شب مجموعه افسانه‌ای است که پیش از حمله‌ اسکندر به ایران به فارسی ترجمه شده و با نام هزارافسان شناخته می‌شد. این مجموعه موضوع این نمایشنامه است که در سه پرده تنظیم شده. در نمایش اول بیضایی داستان گفته نشده ضخاک و زنانش (شهرناز و ارنواز) را روایت می‌کند که از نظر او ریشه اصلی کتاب هزار‌ویک‌شب است. در پرده دوم نویسنده داستان مترجمی را تعریف می‌کند که هزارافسان را به عربی برگرداند و نام هزارویک‌شب را بر آن گذاشت نامی که قرن‌ها بعد در ترجمه دوباره این کتاب به فارسی نیز مورد استفاده قرار گرفت. در پرده سوم داستان زنی روایت می‌شود که هزارویک‌شب را خواند. بیضایی در دو کتاب دیگر خود ریشه یابی‌درخت‌کهن و هزارافسان‌کجاست؟ با تحقیق و پژوهش بر این نکته تاکید می‌کند که داستان بنیادین هزارویک‌شب با داستان ضحاک شاهنامه شباهت دارد.

XwDlLglHSRRuLg8EuMP6_Untitledtt1۲- مرگ یزدگرد/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/۱۳۵۸ : این نمایشنامه روایت مرگ یزدگرد سوم در سلسه ساسانی است که به همراه خره‌زاد فرخزاد به مرو می‌گریزد و فرخزاد او را به ماهویه، مرزبان مرو می‌سپارد. ماهویه به ترکان نامه می‌نویسد و از حضور یزگرد در مرو خبر می‌دهد تا علیه او وارد جنگ شوند. مدتی بعد جنگ در می‌گیرد و یزگرد با سپاه ترکان وارد جنگ می‌شود ولی چون سپاهش توان مقابله با ترکان را ندارد می‌گریزد و در نیمه شب به آسیابی پناه می‌برد. اما آسیابان او را لو می‌دهد. ماهویه کسانی را می فرستد تا یزگرد را بکشند ولی موبد، پادشاهی و دین را به هم پیوسته می داند در نهایت از آسیابان درخواست می‌کنند که او را بکشد. سپس آسیابان او را در خواب به قتل می‌رساند. نمایشنامه بیضایی روایت این قتل از زبان خود آسیابان،همسر و دختر اوست که همه روایت‌ها با هم تفاوت دارند. این نمایشنامه در سال ۵۸ در تهران به صحنه رفت و در سال ۱۳۶۰ فیلمی به کارگردانی خود بهرام بیضایی از آن ساخته شد.

tHIdijrWmojqH8nRL3zJ_produce_image9چهارصندوق/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/۱۳۴۶ : این نمایشنامه را سیاسی‌ترین اثر بهرام بیضایی می‌نامند. این نمایشنامه روایت چهار نفر به رنگ‌های سبز، زرد ،سرخ‌ و‌ سیاه است. که هر کدام نماد قشری از جامعه‌ هستند. آنها برای مقابله با هرگونه خطر احتمالی مترسکی درست می‌کنند تا از آنها محافطت کند. اما بر خلاف تصورشان مترسک جان می‌گیرد و شروع به صحبت می‌کند و درنهایت بر اوضاع مسلط می‌شود. سپس مترسک آنها را مجبور می کند که هر کدام صندوقی را بسازند و در آن قرار بگیرند و مترسک آنها را در صندوق‌ها زندانی می‌کند و از هم دور نگه می‌دارد. اما آنها در ادامه از صندوق‌هایشان خارج می‌شوند و علیه مترسک قیام می‌کننند. در نهایت این سیاه است که صندوق خود را می‌شکند و در مقابل مترسک قرار می‌گیرد و قربانی ترس دیگران می‌شود.

SHaQZMTivybtts757UOO_produce_image4مجلس ضربت زدن/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/ ۱۳۷۹ : بهرام بیضایی در این نمایشنامه ماجرای گروه تئاتری را روایت می‌کند که قصد دارند موقعیت تراژیک ضربت خوردن حضرت علی را به نمایش بکشند. این نمایش ده پرده‌ای مدام بین زمان حال که گروه تئاتر در حال نگارش متن و آماده کردن نمایش هست و خود نمایش که روایت تاریخی صحنه ضربت خوردن حضرت علی است در رفت و آمد است. شخصیت «نویسنده» در نمایش مجلس ضربت زدن معتقد است که خوارج تصمیم گرفته بودند که سه نفر: معاویه را به خاطر ظلمش، عمروعاص را به خاطر مکرش و حضرت علی را برای عدلش به قتل برسانند. ولی در این بین تنها عدالت است که قربانی می‌شود و ظلم و مکر از مرگ رهایی پیدا می‌کنند. بهرام بیضایی با بیان این روایت نقبی هم به زمان حال می‌زند و به نوعی معتقد است تاریخ بار دیگر تکرار شده است.

oQIbxeBuf9HynzwUOx8x_produce_image2۵- سهراب کشی/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/۱۳۷۳ : همان‌طور که از نام این نمایشنامه برمی آید بهرام بیضایی مرگ سهراب از قصه‌های شاهنامه را به تصویر برگردانده است. بیضایی معتقد است که سهراب کشی او با شاهنامه تفاوت دارد. او به نوعی به جای این که نحوه درگیری رستم و سهراب را به تصویر بکشد پشت پرده و اتفاقاتی را که باعث این مرگ می‌شود بیان می‌کند. این نمایشنامه را به نوعی جدال بین سنت‌ و‌ تجدد در ایران دانسته‌اند که همواره این تجدد است که قربانی می‌شود و به نوعی سهراب نمادی از آن است. بیضایی معتقد است در این نمایشنامه تمام جزئیاتی را که فردوسی ندیده به تصویر کشیده و نگاهی امروزی‌تر به این تراژدی داشته است.

PAsDiOmwLcbnvduBl6p5_soltan marسلطان‌ مار/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/ ۱۳۴۵ : بهرام بیضایی این نمایشنامه را با بهره‌گیری از داستان عامیانه میر‌خفته‌خمار نوشته است. این نمایشنامه روایت افسانه‌ای است از زمان‌های دور و تضاد بین بالادست و پایین‌دست را بیان می‌کند، که در آن سرانجام پادشاهی از دل مردم و با حمایت آنها که خود بچه‌ای سرراهی بود بر مسند قدرت می‌نشیند و تبدیل به شاه منتخب مردم و عدالت‌خواه می‌شود و مردم از این انتخاب خشنود هستند. بیضایی این نمایشنامه را مجلس تقلید خطاب می‌کند به این معنی که بازیگران که در این نمایشنامه نقش‌پوش نامیده می‌شوند اتفاقات و ماجراهای داستان را بازی خواهندکرد و داستان سیر طبیعی خود را ندارد . این نمایش زبانی طنز و فکاهی دارد و آن طور که بهرام بیضایی می‌گوید این نمایش هم راه به مضحکه می‌برد و هم به نمایش اشک انگیز، هم به شور و عشق جوانی و هم به تدبیر زیر و بم زندگانی.

weu8QNog9hy8iuFyvSpr_sebarkhaniسه بَرخوانی/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/۱۳۷۶ : این کتاب شامل سه برخوانی است با نام‌های آرش، اژدهاک و کارنامه بندار بیدخش است. برخوانی سبکی ابداعی از بهرام بیضایی است که با توجه به نقالی، پرده خوانی، تعزیه و همچنین سنت‌های تئاتر غربی اجرا می‌شود. برخوانی آرش نگاهی ضد اسطوره‌ای به افسانه آرش است.  آرش بیضایی به هیچ وجه قهرمان نیست و کمان را به جای عشق با بیزاری پرتاب می‌کند و ناخواسته قربانی و شهید می‌شود. برخوانی آرش به صورت جداگانه در سال ۱۳۵۶ به چاپ رسیده بود. برخوانی اژدهاک هم روایت افسانه اژدهاک (ضحاک) است که جوانان را قربانی می‌کند تا ماردوش‌های او سیر بمانند. البته بیضایی مانند دیگر نمایشنامه‌هایش روایت خود از این افسانه را مطرح می‌کند. و معتقد است آن مارها نماد اندیشه‌ آدمی است. که می‌خواهد از این عذاب رهایی یابد ولی از سویی دیگر به آن نیز وابسته است. اژدهاک در این برخوانی قدرت اعتراض دارد و در کوه دماوند از روزگار شکوه می‌کند. برخوانی اژدهاک در سال ۱۳۴۶ نوشته است و سپس در این مجموعه قرار گرفته شده است. سومین برخوانی کارنامه بندار بیدخش است. بنداربیدخش دانشمندی است که جام جهان‌نما را برای جمشید ساخته است. او انواع دانش‌ها را به جمشید می‌آموزد ولی جمشید پس از قدر قدرت شدن او را فراموش می‌کند. و از بیم آن که مبادا بیدخش این دانش‌ها را در اختیار دشمن قرار دهد او را در روئینه‌دژ که ساخته خود بیدخش است زندانی می‌کند. بیدخش دربند به این فکر می‌کند که چرا آنقدر به جمشید خوش‌بین بوده و راهی پنهانی برای فرار از این دژ تهیه نکرده است. این آخرین برخوانی است که بیضایی آن را در سال ۷۵ نوشت و در سال ۷۶ منتشر شد و در همان سال‌ها پس از چند دوره دوری از صحنه تئاتر آن را اجرا کرد.

J4ngkmQI6OGb3PJTYbae_maliyat12002gnپرده‌خانهانتشارات روشنگران و مطالعات زنان/۱۳۷۲: پرده‌خانه داستان حرم‌سرا سلطانی است که زنانی را، از نژاد‌ها و مذاهب گوناگون که در بازیخانه که زنان در آن به کار بازیگری مشغول‌اند گرد هم آورده است. در این بین یکی از زنان حرم‌سرا به نام گلتن که فرزند یکی از زنان سابق سلطان بوده و بعد از مادر به عقد پادشاه در آمده و در بازی خانه سمت مربی زنان را دارد. او از شش سالگی در حرم سرا زیسته و وصف دنیا را تنها در کتاب‌ها خوانده است. گلتن که سودای رهایی از حرم‌سرا را دارد، نقشه‌ای طراحی می‌کند و به سلطان می‌گوید: «برای آزمودن زنان بهتر است خود را به مرگ بزند. اما همین بستر نمایشی مرگ تبدیل به قتلگاه او می‌شود و زنان به او می‌تازند و او را به زخم خنجر می‌کشند. سپس گلتن از درباری‌ها می‌خواهد که همه جا عنوان کنند که پادشاه بر اثر مرگ طبیعی مرده است. بعد از آن، زنان با استفاده از مهره سلطنتی دروازه‌ها را می‌گشایند و گلتن پا آن سوی دیوارها می‌گذارد.

NxbfBoRgz8WzBkh7GlhK_fathnameh-1فتح‌نامه‌کَلات/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/۱۳۶۱: فتح نامه کلات روایت زنی است که برای حفظ وطنش به جنگ مغولان می‌رود. آی بانوشخصیت اصلی داستان، دختر پادشاه کَلات است که پس از حمله مغولان و فتح کلات به دست آنان پدرش او را به عنوان هدیه به توی‌خان فرمانده مغول تقدیم می‌کند. اما آی‌بانو عاشق توغای‌خان دیگر فرمانده مغول است و مدام عشق او را طلب می‌کند. اما توغای‌خان که با توی‌خان دشمن است او را به شکل زن درمیارد و او را تحقیر می‌کند آی‌بانو که این را توهین به زن تلقی می‌کند تصمیم می‌گیرد از توغای‌خان انتقام بگیرد و با  لباس رزم توی‌خان به جنگ توغای‌خان می‌رود و بعد از در گرفتن جنگ آی بانو پیروز می‌شود و توغای خان را اسیر می‌کند. بهرام بیضایی در این نمایش پاردوکس عشق و نفرت را به تصویر کشیده است. آی بانو از طرفی توغای‌خان را دوست دارد ولی به خاطر توهینش از او کینه به دل دارد. در مقابل هم توغای خان همین حس را نسبت به آی بانو دارد و این جدال در جریان نمایش ادامه دارد.

BG3f99S9kuKhOcW8CVha_produce_image23سیاوش خوانی/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/ ۱۳۷۲ :  متن کتاب سیاوش‌خوانی مانند متن مرگ یزدگرد هم قابلیت نمایشنامه را دارد و هم فیلنامه، اگرچه اصلا برای ساخت فیلم نگاشته شده است اما ساختاری تئاتری نیز دارد. مثل بیشتر آثار بهرام بیضایی این متن نیز صرفا روایت طبیعی داستان نیست. بلکه دو خط داستاتی در آن رعایت شده است. یک داستان اسطوره سیاوش است که از سوی افرادی روستایی قرار است اجرا شود. داستان دیگر خود افراد روستا هستند که در طول اجرا به شخصیت سیاوش حسادت می ورزند و این دو خط داستانی با ظرافت نویسندگی بهرام بیضایی به هم مرتبط می‌شود. این نوشته بیضایی همانند بسیاری از کارهای دیگرش تنها روایت داستانی یک اسطوره نیست بلکه استفاده از آن برای نقبی به زمان حال است. این نمایشنامه/فیلنامه بیضایی هیچ‌گاه ساخته یا اجرا نشده.

نوید عابدین پور ۵ دی ۹۵ فهرست کتاب، پیشنهاد قفسه

دیدگاه‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *