اینجی،نگذار به بادبادک ها شلیک کنند

کودکی هر انسانی پر از رویاست، رویاهایی که شاید هیچگاه رنگ واقعیت به خود نگیرند اما امید کودکان است برای زندگی بهتر در آینده. ولی امان از روزی که رویا‌ها زندانی شود یعنی زندگی‌ات چهار دیواری سلول زندان باشد و تمامی رویای کودکی‌ات این باشد که روزی را در هوای بیرون از زندان نفس بکشی و نور خورشید روی صورتت مدام بتابد. همچون بادبادکی که به شاخه‌ای گیر کرده باشد و آرزویش رهایی از شاخسارها و رفتن به آسمان باشد.

ماجرای کودکی «باریش» شخصیت اصلی رمان «نگذار به بادبادک ها شلیک کنند» هم مانند آن بادبادکی است که به شاخه‌های درخت گیر کرده. او که به خاطر جرم مادر و به سبب آن که کسی حتی پدرش توانایی نگهداری از او را نداشته به اجبار در زندان نگهداری می‌شود. همه آرزو باریش رهایی از زندان است. تنها خاطره‌ بیرون از زندانش مربوط به «سیمیت» (نان محلی ترکیه) خوردن با پدرش است. مدام رویایی همچون این خاطره را در ذهن می‌پروراند. در این بین «اینجی» از هم بندی‌های مادرش هم درد او می شود. اما اینجی آزاد می‌شود و باریش تنها می‌ماند. اگرچه دیگر زندانی ها سعی می‌کنند جای اینجی را برای باریش پر کنند اما جای خالی اینجی پر نشدنی است. رابطه عمیق این دو جان مایه اصلی رمان است.

صحنه‌ای از اقتباس  سینمایی نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند

صحنه‌ای از اقتباس سینمایی نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند

اگرچه قرار است. رمان نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند از زبان یک کودک، روایتگر وضعیت زندان زنان باشد ولی در بخشی‌هایی از رمان این نگاه کودکانه کنار گذاشته می‌شود و به نوعی حرف‌های دل «چیچیک اوغلو» از زبان باریش بیان می‌شود. در کل می‌توان گفت نویسنده در به تصویر کشیدن فضای واقعی زندان تلاش بسیاری کرده، اگرچه به هیچ وجه نگاه بی‌طرفانه‌ای ندارد. در این میان البته چیچک اوغلو بیش از هر چیز صلح را طلب می‌کند و باریش که در زبان ترکی به معنی صلح است، بار اصلی این کار را بر عهده دارد و بادبادک قرمز او قرار است نمادی از صلح و آزادی باشد.

رمان نگذار به بادبادک ها شلیک کنند در عصر کودتای سال ۱۹۸۰ در ترکیه و زیر انواع فشارهای سیاسی و زیر تیغ سانسور نگاشته شده است. فریده چیچک اوغلو که از فعالان سیاسی آن دوره نیز بوده پس از تحمل چهار سال زندان در دولت کودتا این رمان را در سال ۱۹۸۶ و تحت تاثیر فضای زندان می‌نویسد. در سال ۱۹۸۹ اقتباسی سینمایی با همین نام از رمان ساخته شد که فیلمنامه آن را خود فریده چیچک اوغلو تهیه کرده است. این فیلم پس از برچیده شدن دولت کودتا ساخته شد و نمایانگر مقاوت زنان در زندان‌های دولت کودتا است.رمان نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند اولین بار در سال ۱۳۷۰ توسط «فرهاد سخا» ترجمه و منتشر شده است. نشر ماهی پس از ۲۴ سال این کتاب را با همان ترجمه بازنشر کرده است.

نوید عابدین‌پور ۲۰ اسفند ۹۶ پیشنهاد قفسه

دیدگاه‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *