صدوبیست‌وپنج سالگی خالق دکتر ژیواگو

چاپ اول دکتر ژیواگو در سال ۱۹۵۷ در میان جدال‌های بین‌المللی در ایتالیا منتشر شد. دکتر ژیواگو داستان زندگی و عشق شاعر-پزشکی است در میان آشفتگی‌های انقلاب روسیه. او خانواده‌اش را از مسکو می‌برد به جایی که امید دارد در کوه‌های اورال سرپناهی داشته باشند. پشت پرده این نمایش ظلم و نزاع، عشق دکتر ژیواگو به  لارای زیبا و لطیف است.

Doctor Zhivago

طرح جلد دکتر ژیواگو

بسیاری داستان دکتر ژیواگو، نوشته‌ی بوریس پاسترناک را صدای راستین روسیه در دوران شوروی می‌خوانند. این رمان ترسیم‌کننده‌ی آینده‌ای است که عاقبت بر استبداد و ستم چیره می‌شود. روایت داستان عاشقانه‌ای در بحبوحه‌ی انقلاب و پریشانی آن اوضاع، دادخواستی است علیه شوروی به اتهام نادیده گرفتن زندگی فردی افراد. پاسترناک در شاهکار ادبی خود دوران فروپاشی روسیه‌ی تزاری و عصر بلشویکی را از این نظر مورد توجه قرار می‌دهد که این حکومت‌ها و نظام‌های سیاسی چه بلایی بر سر زندگی شخصی افراد می‌آورند. او در این کتاب عشق را به جایگاه اصلی و والای خود باز می‌گرداند و آن را از معنای جعلی‌ای که در شوروی برای آن ساخته بودند یعنی تربیت‌کننده‌ی سلول‌های حزبی، رهایی می‌بخشد. عشق در رمان دکتر ژیواگو همان پیوند شورانگیز میان رومئو و ژولیت است. پاسترناک بعد از انتشار این کتاب در مصاحبه‌ای گفته بود این اثر تنها ثمره‌ی زندگی من است و نسبت به آن احساس شرم ندارم و مسئولیت تمام جمله‌های آن را بر عهده می‌گیرم. این کتاب به سبک حماسی تالستوی نوشته شده است و آلبر کامو درباره آن می گوید: «این رمان بزرگ ادبیات جهان محتوایی عاشقانه و انسانی دارد نه اینکه سیاسی یا ضد سوسیالیستی باشد.»

پاسترناک این کتاب را در روسیه نوشت و در دوران خروشچف وقتی قرار بود او را تبعید کنند در نامه‌ای به خروشچف نوشت: «من به واسطه تولدم، زندگی و فعالیتم، با روسیه پیوند دارم. نمی‌توانم سرنوشتم را جدا و بیرون از روسیه تصور کنم…ترک کشورم برایم به معنای مرگ است.» او با ماندن در شوروی و خلق اثر ماندگارش ثابت کرد که زیر قشر یخ نظم حزبی هم روح روسیه زنده خواهد ماند.

محسن حسینی ۲۲ بهمن ۹۳ یادداشت

دیدگاه‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *